الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

311

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى )

منهم أيّ مدّكر ، و تناوشوهم « 1 » من مكان بعيد ! ) . بعضى از مفسّران جملهء ( لقد استخلوا ) را چنين تفسير كرده‌اند : « آنها به ياد كسانى افتادند كه مدتها پيش درگذشته و خاك شده‌اند » ؛ ( در تفسير اوّل « استخلوا » به معناى خالى ديدن جاى آنها و در تفسير دوم به معناى ياد كردن از گذشتگان است ) . سپس در ادامهء اين سخن آنها را ملامت و سرزنش شديد مىكند و مىفرمايد : « آيا به گورها و محل سقوط اجساد پدرانشان افتخار مىكنند يا با شمارش تعداد مردگان فزونى مىطلبند ؟ ! » ؛ ( أفبمصارع آبائهم يفخرون ! أم بعديد الهلكى يتكاثرون ! ) . انسان چه اندازه بىخبر باشد كه بخواهد به آن استخوانهاى پوسيده افتخار كند و مردگان متلاشى شده را در صف زندگان قرار دهد و آنها را دليل بر فزونى جمعيّت خويش بشمارد . در ادامه مىفرمايد : « گويى آنها مىخواهند اجساد بىجان و بدنهاى بىروح و از كار افتاده را باز گردانند ( چه خيال باطل و فكر محالى ) » ؛ ( يرتجعون منهم أجسادا خوت « 2 » ، و حركات سكنت ) . نيز مىافزايد : « اگر آن ( اجساد بىجان و استخوانهاى پوسيده ) مايهء عبرت گردد ، سزاوارتر است تا مايهء افتخار شود و اگر با توجّه به وضع آنان اين بازماندگان ، به آستانهء تواضع و ذلّت فرود آيند عاقلانه‌تر است از اينكه آنها را وسيلهء سربلندى و عزت بدانند » ؛ ( و لأنّ يكونوا عبرا ، أحقّ من أن يكونوا مفتخرا ؛ و لأن يهبطوا بهم جناب « 3 » ذلّة ، أحجى « 4 » من أن يقوموا بهم مقام عزّة ! ) .

--> ( 1 ) . « تناوشوا » از ريشهء « تناوش » و از « نوش » بر وزن « خوف » به معناى برگرفتن چيزى با سهولت يا با قدرت است و تناوش از مكان بعيد به معناى دسترسى پيدا كردن از نقطهء دور دست مىباشد . ( 2 ) . « خوت » از ريشهء « خوى » بر وزن « هوا » در اصل به معناى خالى شدن است و گاه به معناى ويران گشتن نيز آمده و در عبارت بالا منظور همان معناى دوم است . ( 3 ) . « جناب » از ريشهء « جنب » به معناى پهلو گرفته شده . اين واژه در معناى ناحيه و اطراف به كار مىرود و جناب ذلّه در جملهء بالا به همين معناست . ( 4 ) . « احجى » از واژهء « حجا » بر وزن « رضا » به معناى عقل است ، بنابراين احجى به معناى عاقلانه‌تر است .